تبليغاتX
!نقطه سرخط





نقطه
سرخط...

صفحه نخست     
پست الکترونیک     
آرشیو وبلاگ     
عناوین مطالب وبلاگ     







آرشیو موضوعی

راز
گردش
مراقبه
روانشناسی و علمی
فرهنگی
شخصی
طنز
دين - مذهب - شريعت


تاريخ سازان
خدا حاكم من است
رحاپ
بين آ بين
كوه به كوه
عاشق سفر
دپارتمان جغرافيا
تورهاي طبيعت گردي البرز
بيابان ها و كويرهاي ايران
پايگاه اطلاع رساني پزشكي كوهستان ايران
ZiZi
نيلوفرانه
روياي آبي
دانلود آهنگ
دين من - جامعه من
☆ღ°レo√乇°ღ☆
دانلود رايگان كتاب صوتي
بانک CD و DVD-مراقبه هاي اشو



نوشته هاي پيشين
88/11/01 - 88/11/30
88/10/01 - 88/10/30
88/09/01 - 88/09/30
88/08/01 - 88/08/30
88/07/01 - 88/07/30
88/06/01 - 88/06/31
88/05/01 - 88/05/31
88/04/01 - 88/04/31
88/03/01 - 88/03/31
88/02/01 - 88/02/31
88/01/01 - 88/01/31
87/12/01 - 87/12/30
87/11/01 - 87/11/30
87/10/01 - 87/10/30
87/08/01 - 87/08/30
87/06/01 - 87/06/31
87/05/01 - 87/05/31
87/03/01 - 87/03/31
87/01/01 - 87/01/31
86/12/01 - 86/12/29
86/11/01 - 86/11/30
86/10/01 - 86/10/30
86/08/01 - 86/08/30
86/06/01 - 86/06/31
86/05/01 - 86/05/31
86/04/01 - 86/04/31
86/02/01 - 86/02/31
86/01/01 - 86/01/31
85/12/01 - 85/12/29
85/11/01 - 85/11/30


چند تا مطلب

سلام دوستای خوبم

ممنونم از نظرهایی که می ذارید. نظرهاتون واقعا خوشحالم می کنه

فکر کنم سوء تفاهم شده

منظور من از سپردن همه چیز به خدا، رها کردن و نشستن تو خونه نیست.

بهتره خودم رو مثال بزنم براتون

من الان دو ماهی هست که سعی کردم همه زندگی مو به خدا بسپرم

صبح بیدار می شم و نمازمو می خونم. ورزش می کنم. سرکار میرم. تو راه به جهان لبخند میزنم. اگه کسی کمک بخواد کمکش می کنم. الان دارم واسه امتحان های پایان ترم درس می خونم. شب قرآنم رو به فارسی می خونم و نکاتی که به ذهنم می یاد رو یادداشت می کنم. شب یا صبح یا شب مدیتیشن می کنم. بعضی روزها البته تا قبل از امتحان ها کلاس های سید حسین عباس منش رو می رفتم. بعضی جمعه ها کوه میرم و بعضی دیگه با دوستانم پارک میرم. تو باشگاه ایرانیان موفق عضو هستم و فعالیت می کنم.

خب این ظاهر برنامه مه.

اما باطنش: صبح که بیدار می شم به خدا سلام می کنم. ازش تشکر میکنم که یه شب دیگه رو راحت سر رو بالش گذاشتم و یه صبح دیگه رو برای زندگی و خدمت به خلق به سلامت از خواب بیدار شدم. و ازش می خوام که امروز رو هم مثل هر روز راه رو برام هموار کنه، بهم تو مشکلات صبر بده. و تو امتحان ها منو متوجه کنه که دارم امتحان میشم. ازش می خوام امروز هم معجزه هاش رو برام فراوون کنه. راهی که امروز باید برم و کاری که امروز باید انجام بدم رو بهم بگه. نشانه ها رو برام پررنگ کنه. اگه مشکلی برام پیش بیاد یا اگه به چیزی نیاز داشته باشم، به خودش می گم. چون خودش تو سوره نساء آیه ۳۲ گفته هرآنچه می خواهید از فضل خدا درخواست کنید، نه از خلق که خدا به هر چیز داناست. اگه ول کم بیرم به خودش میگم و از هیچ کس قرض نمی کنم. سعی می کنم به دستوراتی که تو قرآنش گفته عمل کنم. شکرگذاری، بخشش، نماز، یاد خدا، زکات، احترام به پدر مادر، و هرچیزی که تا اینجا از قرآنش خوندم. تو درس خوندن بهش میگم بهم انرژی بده که بتونم امتحانامو خوب بدم. هروقت سوالی برام پیش بیاد از خودش می پرسم و اون با نشانه ها جواب مو میده

با اطمینان می تونم بگم از وقتی همه چیز رو به خدا سپردم، زندگی م خیلی راحت، بدون ناراحتی و دلخوری و این حرفا پیش میره

خدایا شکرت

+

+ نوشته شده در  دوشنبه 5 بهمن1388ساعت 19:1  توسط من!  |     

بهشت - Paradise

جاده پرگل (Flowery Pathway)

Free Image Hosting

 تشعشع سپيده دم (Rays of Dawn)

Free Image Hosting

جنگل مه (Misty Forest)

Free Image Hosting

اگه فكر ميكنيد اينا نقاشي يه، سخت در اشتباهيد. اين منظره ها تو همين كرده زمين خودمون وجود داره. آفريدگار چيره دست اين مناظر، ناظر و مراقب من و شماست. من كه وقتي اين ها رو مي بينم، مجبور مي شم به يگانگي  و قدرت خدا اعتراف كنم

آفريدگار اين طبيعت قدرت حل مسائل كوچيك و ببي ارزش روزمره همه ما رو داره

من كه بهش اعتماد كردم و الان ۲ ماهه كه خودش داره لحظه لحظه زندگي م رو پيش ميبره

اياك نعبد و اياك نستعين

هرآنچه ميخواهيد از فضل خدا درخواست كنيد، نه از خلق كه خدا بر هرچيز تواناست

سوره نسا- آيه ۳۲

گفته هرآنچه مي خواهيد... پول، خونه، آرامش، بچه هاي خوب، سفر، دوست، سلامتي

وقتي ازش خواستي، بهش اعتماد كن كه بهترين ها رو بهت ميده. داد و هوار نكن سرش. بدون حكمتي داشته و خدا بهتر ميدونه چي بهت بده و چي نده

فقط شكر گذار باش. خودش هم بارها و بارها تو قرآن گفته ياد كن نعمت هايي را كه به تو دادم

يادآوري نعمات و شكرگذاري، معجزه مي كنه. شكرگذاري واقعي يعني تسليم بودن، يعني در هر اتفاق خوب يا به ظاهر بد بگي ممنونم و فقط فقط به خودش رو بندازي

وام مي خواي بگيري و ضامن نداري، بهش بگو ضامن مي خوام. نه اصلا بهش بگو من پول مي خوام واسه فلان كار، نه اصلا بگو من مي خوام فلان كار انجام بشه. به چه جوري انجام شدنش چي كار داري. خدا راه هايي بلده كه من و تو به ذهنمون قد نميده. و بعد ازش بخواه و بگو نشانه ها تو برام پررنگ كن و واضح بگو چي كار كنم. وقتي بهت گفت، اون راه رو با تمام قدرت دنبال كن. به خداييش قسم اگه شكرگذار باشي و بهش اعتماد كني، ديوونه ت مي كه با معجزاتش، با راه هاي درستي كه نشونت ميده.

 

كريستال هاي يخ (Ice Crystals)

Free Image Hosting

سجده داره

+

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 دی1388ساعت 16:35  توسط من!  |     

سوالات بی جواب

هیچ وقت برات سوال شده که واقعا واسه چی خدا این جهان رو خلق کرد؟ واسه چی من رو آفرید؟ اون امانتی که آسمان و کوه ها از برداشتنش سرباز زدند چی بود؟ آیا سیر تکاملی جهان حقیقت داره؟ یا نظریه تکامل تدریجی چی قدر درسته؟ نقش من تو این سیر تکاملی جهان چیه؟ واسه چی بعض آدما تو جوونی میمیرن؟ نظریه تناسخ چی؟ زندگی دنیا چه بخشی از کل زندگی ماست؟ هیچ وقت تشنه دونستن و پیدا کردن حقیقت شدی؟ اینکه حقیقت کجاست؟ کدوم حرف حق و حقیقته؟ اصلا آیا حقیقتی وجود داره؟

یادمه تا همین ۲ ماه پیش این سوال ها منو داشت دیوونه می کرد. دیگه مطمئن بودم که هیچ جوابی واسشون وجود نداره. افسرده شده بودم. نا امید بودم. هیچ هدفی دیگه نداشتم.

حالا دارم جواب همه رو می گیرم. واسه همین زندگی م معنا پیدا کرده . حالا می فهمم زندگی یعنی چی. حالا دیگه به آرامش واقعی، آرامش درونی رسیدم. حالا معنای واقعی الا بذکرالله تطمئن القلوب رو می فهمم

اگه جرقه ای زد و سوالات جواب داده نشده ت دوباره پررنگ شد، اینجا تو کلاس های سیدحسین عباس منش جواب می گیری. البته فقط اگه تشنه دونستنش باشی.

اگر دنبال موفقیت های کوچیک تر هم باشی، بازهم من همین کلاس رو توصیه می کنم. چون این کلاس واسه همه جواب داده.

http://3ventriangle.blogfa.com/post-107.aspx

هیچ اتفاقی، اتفاقی نیست. نشانه ها همیشه وجود دارند. این چشمان ماست که آن ها را نمیشناسد.

+

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 دی1388ساعت 17:25  توسط من!  |     

دوره دوازدهم کارگاه موفقیت

دوره دوازدهم کارگاه موفقیت

استاد سيدحسين عباس منش

نويسنده كتاب پرفروش روياهايي كه رويا نيستند

: شروع دوره ۱۹ جلسه ای شنبه تا چهارشنبه

شنبه ۱۹/۱۰/۸۸ ساعت ۱۶ تا ۱۸

: پایان دوره

سه شنبه ۱۳/۱۱/۸۸ ساعت ۱۶ تا ۱۸

:جشن زیبای پایان دوره در طبیعت

جمعه ۱۶/۱۱/۸۸ یک روزه

:مكان تشکیل کلاس ها

ميدان تجريش، ابتداي خيابان مقصودبيك، سالن اجتماعات آموزش و پرورش، طبقه چهارم

توجه: ظرفيت سمينار محدود مي باشد

تلفن هماهنگی: ۴-۲۲۸۷۴۶۴۳

همراه مدیریت: ۰۹۱۲۱۳۵۰۱۸۶ پارسا

هزینه ای به عنوان ورودی از دوستان دریافت نمی شود. ولی هرشخصی باید به اندازه ای که این کلاس ها در زندگی اش تاثیر گذار بوده است، بهای آن را پرداخت نماید. در غیر این صورت این دینی ست که تا پایان عمر بر گردن او خواهد بود و بالاخره باید پرداخت شود.

:وب سايت

 www.TarikhSazan.com 

+

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 دی1388ساعت 18:23  توسط من!  |     

نامه به بهترين خداي درجه يك

به نام حق

به تو كه فكر ميكنم، گرُ مي گيرم از خوشي...

سلام پروردگار نازنينم

مثل هميشه پرانرژي و شاد و باابهت و استواري

بهترينم! يادته از بچگي بهت مي گفتم من مي خوام برخلاف همه آدمايي كه گفتي باشم. همون آدمايي كه  تو نامه آخريت، قرآن، گفتي فقط موقع رنج و ناراحتي يادشون مي افته كه من هستم و ميان سراغم. و وقتي كه رنج و سختي تموم ميشه به كل من رو فراموش ميكنن. يادته مي گفتم مي خوام باهات عين يه رفيق فاب باشم كه وقتي اتفاقات خوب برام رخ ميده بيام پيشت و اول از همه واسه تو تعريف كنم. نه اينكه فقط وقتي مشكلي دارم ازت كمك بخوام. اعتراف ميكنم تاحالا مثل همون آدماي تو نامه ت بودم. اما حالا همه چي تغيير كرده...

خدا جونم! اين موجودي كه آفريدي واقعا انسانه! خيلي انسانه! آره سيد رو ميگم. راه رو نشونم داد. حالا احساس مي كنم كه داري هرروز من رو به خودت نزديك تر ميكني. حالا به تو كه فكر ميكنم، گرُ مي گيرم از خوشي... به تو كه فكر ميكنم، از هميشه بهترم... دوست دارم بغلت كنم و غرق بوسه ت كنم... دوست دارم تو آغوش تو بخوابم... دوست دارم فقط به تو رو بندازم، فقط با تو درددل كنم... دوست دارم زير بارون با تو قدم بزنم... وقتي تو بارون دستامو باز مي كنم و صورتم رو بالا مي گيرم، تو رو حس ميكنم... دوست دارم همون جوري كه دارم مي دوم، بپرم تو بغلت و با تو يكي بشم، توي تو ذوب بشم، حل بشم... حالا ديگه نگران هيچ كدوم بنده هات نيستم، چون يادم دادي كه چه طور بسپرمشون به تو  و درك كردم كه همه بنده هات موسي درون رودخونه هستن و تو بهتر از مادر ازشون مراقبت مي كني. ديگه از دوري هيچ كس ناراحت و نگران نميشم. چون تو هميشه و همه جا باهام هستي و تو جاي همه رو واسم پر ميكني... آفريدگارم بهم گفتي كه چقدر عاشقم هستي..و گفتي كه مرگ دردناك نيست، بلكه شيرينه چون وصل شدن قطره به درياست... كي مي تونست بهتر از تو مفهوم "انا لله و انا اليه راجعون" رو بهم بفهمونه...

عزيزترينم! يادته وقتي 8 ساله بودم، اومدي به خوابم. ساحل كنار دريا. من بودم  و مامان و مهسا و زندايي... و تو با اون موهاي بلندت كه باد نوازشش مي كرد و با رداي سفيد و بلند و دنباله دارت كه توي آسمون موج مي زد، بالاي سر ما پرواز مي كردي و سايه كرده بودي برامون... يادته وقتي كوچيك تر بودم، سرم رو مي ذاشتم رو زانوت و تو نوازشم مي كردي

حالا سحر كوچولوت ديگه داره بزرگ ميشه. اومده تو مسير... داره درس هاشو يكي يكي مي گيره و تمرين مي كنه... سحر كوچولوت خيلي خوشحاله كه وارد ليست شاگرد زرنگ هاي استادش شده. به سيد، قول داده كه شاگرد اول شه…

بعضي وقتا با چيزايي كه نشونم ميدي، با معجزه هات، با انرژي ت، با خوبي هات ديوونه م ميكني! يعني انگار ظرفم پر ميشه و سرريز ميكنه. اون وقته كه دلم ميخواد همه جهان حس من رو تجربه كنن و به همه بگم كه تو بهترين خداي درجه يكي!!!

 فرمانرواي كائنات! مي خوام كه به قلب و روح من هم خودت فرمانروايي كني! من كه مي دوني دست فرمونم زياد جالب نيست. هروقت خودت دستم رو مي گيري، خوب ميرونم. تا يه كم به عهده خودم ميذاري، مي زنم به در و ديوار. مثل همين چند شب پيش كه كوبيدم به اون پژو مشكيه. تازه كلي هوا مو داشتي كه طرف انسان فوق العاده اي بود كه هيچي نگفت بهم، كه فقط يه كم گلگيرش رفت تو…

مولاي من! ميخوام بندگي كنم. مي دونم كه راهش رو نشونم ميدي و مفهومش رو يادم ميدي… ميخوام مفهوم "اياك نعبد" روجوري برام به تصوير بكشي كه خودت كيف كني وقتي نگاهم ميكني كه اجراش مي كنم… وقتي سلول هاي بدنم مي پرستنت… مي خوام اونقدر محشر باشم برات كه كلام "فتبارك الله احسن الخالقين" ت رو بشنوم.

خداجونم يه دونه اي!!!!!!

همه وجودم فرياد مي زنه دوست دارم…

سحر كوچولوي 22 ساله                 

سه شنبه . 24 / آذر / 1388 . ساعت 5:12 عصر. جلسه شكر گذاري

+

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 آذر1388ساعت 18:32  توسط من!  |